ذبيح الله صفا
1284
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خواه بر مرقد مولانا و خواه در جمع درويشان مولويّه ، خواندن مثنوى بآهنگ خاصّ ، و شايد توضيح معانى ابيات آن ، بود ولى او علاوه بر اين سمت در زمرهء نزديكان جلال الدين چلبى عارف و مورد عنايت وى بوده و خدمت خاص او را برعهده داشته و در سفر و حضر ملازمت درگاه مىكرده است « 1 » و بعد از وفات چلبى عارف بسال 719 ، چلبى عابد ( م 739 ) و شيخ واجد ( م 742 ) را نيز خدمت مىنموده است . قسمتهاى اخير عمر افلاكى ، خاصّه بعد از مرگ چلبى عارف ، بيشتر در ملازمت تربت مولانا و جمعآورى اطلاعات دربارهء خاندان مولوى مىگذشت « 2 » تا آنكه در آخر ماه رجب سال 761 هجرى در قونيه وفات يافت و در جوار تربت مولانا به خاك سپرده شد و بر سنگ قبر او كه در جوار تربت يافته شده چنين نوشته است : « اللّه الباقى ، انتقل من دار الفناء الى دار البقاء الصّدر الكبير و الحبر الخبير فريد دهره وحيد عصره المرحوم المغفور الافلاكى العارفى تغمّده اللّه بغفرانه يوم الاثنين آخر رجب من سنة احدى و ستين و سبعمائه » « 3 » . كار مهم افلاكى از دوران حيات چلبى عارف آغاز شد و آن جمعآورى اطلاعات دربارهء مولوى و خاندان اوست كه از حدود سال 718 بفرمان اولو عارف مذكور آغاز شد و تا سال 742 ادامه داشت و ازين راه كتابى فراهم آمد كه حاوى اخبار دست اول دربارهء مشايخ سلسلهء مولويه و متضمن شرح احوال و كرامات آنان در ده فصل است يعنى در آن به ترتيب دربارهء بهاء الدين ولد و برهان الدين محقق ترمدى و جلال الدين محمد و شمس الدين تبريزى و صلاح الدين زركوب و چلبى حسام الدين معروف به « ابن اخى ترك » و سلطان ولد ( بهاء الدين محمد ) و چلبى امير عارف و چلبى امير عابد و ديگر اولاد و اخلاف مولوى اطلاعاتى داده شد و كتابى كه از اين راه فراهم آمد بمناقب العارفين موسوم گرديد .
--> ( 1 ) - مناقب العارفين ص 844 ، 989 ، 930 ، 931 ، 990 و غيره و غيره . ( 2 ) - ايضا ص 970 . ( 3 ) - نقل از مقدمهء آقاى تحسين يازيجى بر مناقب افلاكى .